شعر را زندگی کن
خلوتی با محیط قمی

شمارهٔ ۱۲۷ - و له ایضاً علیه الرحمة

هفت شهر عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صدف دیده شد از اشک روان دریاییبه هوای گهر لعل روان بخشایی
۲
جوی خون گر رود از دیده، به دامان شایدکه به رفت از نظر سرو سهی بالایی
۳
غم عشق تو خریدیم، به نقد دل جانکس نکرده است ازین خوبترک سودایی
۴
غرقه ی بحر غم عشق نترسد زبلانوح را نیست زطوفان بلا پروایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth