شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌گل روی تو بر ما جام صهبا آتش استدر نظر آب است اما در سویدا آتش است
۲
دور از او تا جام بر لب می‌نهم می‌سوزدممی که با او آب حیوان است تنها آتش است
۳
جلوهٔ معشوق بر هرکس به قدر حال اوستآنچه گل بینی تو بر بلبل سراپا آتش است
۴
گریم و نالم به یاد لعل رخسارش، مرادر فراقش کار گه با آب و گه با آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth