خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تار زلفت گر چو بخت تار با ما یار نیستیک گره کمتر به دور افکن دلم دشوار نیست
۲
میکنی دانسته گرمی تا بسوزم سینه راگرمی خورشید بهر سوختن در کار نیست
۳
من کجا و آرزوی سایه ی دیوار اوآفتاب عالم آرا را در آنجا بار نیست
۴
ای که گویی یار هست اندر پی آزار تومنت آزار بر جان است اگر بیزار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲