شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بحمدالله که در قتلم تعلل کرد گیسویشبه خون من نشد آلوده دیوار و در کویش
۲
شب خود را به زلفش می کنم نسبت وزین غافلکه روزی همچو رویش دارد از پی زلف هندویش
۳
به قصد کشتنم ترکان مژگانش صف اندر صفبه چشمش اقتدا کردند در محراب ابرویش
۴
عجب نبود اگر از جلوه بر چشمم نمک پاشدبه آب دیده پروردم نهال قد دلجویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth