شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مژگان پر برآوردست و سویش می‌پرد چشممدلی دارم نثار خاک راهش می‌برد چشمم
۲
چو طفل ناخلف چون از نظر خواهد فکند آخرسرشکم را به خون دل چرا می‌پرورد چشمم
۳
دمادم می‌کند دامان مژگان پر ز در گویابرای سرمه خاک رهگذارش می‌خرد چشمم
۴
میان چشم و دل پیوسته چون بودی نمی‌دانمکه با این دشمن خونی به سر چون می‌برد چشمم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth