شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد آن روزی که یاری چون تو در برداشتمدر نظر خورشید و در کف مشک و عنبر داشتم
۲
ساغر می داشتی در کف به جای تیغ کینمن لب خندان به جای دیده ی ترداشتم
۳
ای که می سوزی دلم دانم که سوزد دامنتزآن که نگرفتم به دستی کان زدل برداشتم
۴
ناصحا تا چند گویی صبر کن دور از رخشاز برای کی نگه می داشتم گر داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth