خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنشست دلم عمری چون گرد به راه اوبرخاست به ناکامی میترسم از آه او
۲
دردم چو شود افزون گویم سر خود گیرممیگویم و میگیرم در دم سر راه او
۳
دلگیر شدم از جان شاید که کند کارییا بخت سیاه من یا چشم سیاه او
۴
گر رنجه شدی از دل اینک تو و اینک ویما را ز چه میسوزی جانا به گناه او
صفحهٔ ۱ از ۲