شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرّم آن ساعت که نوسازد دلم پیمان توعالمی حیران من باشند و من حیران تو
۲
یا مرو یا دل که خون کردی مبر تا شام غمگریه سیری توانم کرد در هجران تو
۳
گریه کردم عمرها بی منت لخت جگربس اگر سوزد درونم آب شد پیکان تو
۴
گر نگاهت رخنه در دل‌ها نماید دور نیستسال‌ها هم‌خانگی کردست با مژگان تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth