شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشم که با لب او آشنا نشد سخنیکیم که رنجه کند لب به حرف همچو منی
۲
فغان که اشکم خون در تن آنقدر نگذاشتکه چون کشندم رنگین کنم به خون کفنی
۳
مرنج اگر گله کردم دلم زبس تنگینداشت جای که دروی گره شود سخنی
۴
به گریه کوش که تا نور در نظر داریصبا نیاورد از مصر بوی پیرهنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth