خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی نگفت که از شعله سوختن عیب استولی ز خار و خسی بر فروختن عیب است
۲
دلم که مرده هندوی زلف اوست چرانسوخت مرده ز هند و نسوختن عیب است
۳
به یک نگه چو خریدی، به یک نگه مفروشگران خریدن و ارزان فروختن عیب است
۴
به چاک جامه دگر عیب من مکن، ناصحدریدنش هنر است ارچه دوختن عیب است
صفحهٔ ۱ از ۱