شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفتچو دید گریه ی من راه اعتذار گرفت
۲
همین بسست مرا اعتبار در کویتکه هرکه دیده مرا از من اعتبار گرفت
۳
اگر نه روی تو سوزنده تر ز آتش شدپس از چه هندوی زلفت ازو کنار گرفت
۴
لبت چو باده خورد خون خلق چشمت رابه حیرتم که چرا همچنین خمار گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth