شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی‌سوزدبرین آتش که دامن می‌زنی، دامن نمی‌سوزد
۲
بر گبر و مسلمان سوختم، من آتشم آتشکه پیش هرکه می‌سوزم، دلش بر من نمی‌سوزد
۳
چنان از گریه تر کردم شب هجر تو پیراهنکه گر آتش زنم بر خویش پیراهن نمی‌سوزد
۴
مگر نگرفت خونم دامن پاک ترا، ورنهچرا از گرمی خون منست دامن نمی‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth