شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوخت محرومی دیدار چنان پیکر منکه زهم ریزد اگر دل طپد اندر بر من
۲
تو مرا سوزی و من سوزم از من غم که مبادباد بیرون برد از کوی تو خاکستر من
۳
آن قدر گریه کنم کاب به افلاک رسدبو که آن آب برد تیرگی از اختر من
۴
در غمش ضعف رسید است به جایی که مرامرده دانند اگر دل بطپد در بر من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth