شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به فلک می‌رسد از رویِ چو خورشید تو نور«قل هو الله احد» چشمِ بد از روی تو دور
۲
آدمی چون تو در آفاق نشان نتوان دادبلکه در جنتِ فردوس نباشد چو تو حور
۳
حور، فردا که چنین روی بهشتی بیندگرش انصاف بود، معترف آید به قصور
۴
شبِ ما، روز نباشد مگر آن گاه که تواز شبستان به درآیی چو صباح از دیجور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth