خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب اندیشهٔ دیگر کنم و رأی دگرکه من از دست تو فردا بروم جای دگر
۲
بامدادان که برون مینهم از منزل پایحُسنِ عهدم نگذارد که نهم پای دگر
۳
هر کسی را سر چیزی و تمنای کسیستما به غیر از تو نداریم تمنای دگر
۴
زآن که هرگز به جمال تو در آیینهٔ وهممتصور نشود صورت و بالای دگر
صفحهٔ ۱ از ۳