خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بزرگ دولت آن کز درش تو آیی بازبیا بیا که به خیر آمدی کجایی باز
۲
رخی کز او متصور نمیشود آرامچرا نمودی و دیگر نمینمایی باز
۳
در دو لختی چشمان شوخ دلبندتچه کردهام که به رویم نمیگشایی باز
۴
اگر تو را سر ما هست یا غم ما نیستمن از تو دست ندارم به بیوفایی باز
صفحهٔ ۱ از ۳