شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارهاشاید که روزی بردمد شاخ گلی زین خارها
۲
شد خشت کویت لاله گون گلها دمید از خاک و خونسرها زده اهل جنون هر گوشه بر دیوارها
۳
افگنده چنگ از ضعف تن شوری عجب در انجمنگویا شرار آه من پیچیده شد بر تارها
۴
ای از تو خوبان تنگدل، گلها زرویت منفعلبیرون زنقش آب و گل حسن ترا بازارها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth