خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما راچو بود غم تو در دل ز طرب چه سود ما را
۲
بنما رخ و همان دان که نماند کس به عالمچه کسیم ما که باشد عدم و وجود ما را
۳
به نوید آب حیوان دل مرده بازمانَدتو ز عمر و حسن برخور که هوس غنود ما را
۴
مشکن عیار عاشق به قیاس فهم دشمنبد و نیک ما چه داند که نیازمود ما را
صفحهٔ ۱ از ۲