خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسوی من نظر مهر نیست ماه مراهنوز آن غرورست کج کلاه مرا
۲
هزار پاره ی الماس از گلم سر زداثر هنوز نه پیداست برق آه مرا
۳
که برفشاند قبا بر من جراحت ناککه گرد نافه چین ریخت تکیه گاه مرا
۴
فرشتهوار ز پیش جنازهام بگذربه آب خضر بشو نامهٔ سیاه مرا
صفحهٔ ۱ از ۲