خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا بیدار گردان چشم خوابآلوده راباده نوش و نقل کن دلهای خونپالوده را
۲
لاله از حد میبرد مستی و گل تر دامنیخیز و در جام شراب انداز مشک سوده را
۳
گر گناهی نیست در مستی ثوابی نیز نیستاجر چندانی نباشد کار نافرموده را
۴
کشتی می میبرد از ورطهٔ عقلم برونورنه آسان چون روم این راه ناپیموده را؟
صفحهٔ ۱ از ۲