شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب رانیست گناه اگر کشد عاشق بی نصیب را
۲
نالهٔ مرغ بوستان گریه کی آرد اینقدرمن که بهانه ساختم نغمهٔ عندلیب را
۳
آب حیات کی شود روزی ناکسی چو منمن به هلاک خود خوشم غصه مده رقیب را
۴
عشق چو پنجه زد به جان‌، تیغ رسد به استخوانهست کشنده درد من‌، نیست گنه طبیب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth