خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیستآنچه من می طلبم در چمن عالم نیست
۲
عیبم این است که دستم ز زر و سیم تهیستورنه از تحفه ی دردم سر مویی کم نیست
۳
غرض از مهلت ده روزه ام اثبات وفاستورنه گر باشم و گر نیز نباشم غم نیست
۴
بر خراش دل آزرده ی من ساغر عیشآبگینه ست اگر دست دهد مرهم نیست
صفحهٔ ۱ از ۳