شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشتدیده آب دگر از چاه زنخدان تو داشت
۲
دل بسی چاشنی ازچشمه ی نوش تو گرفتدیده چندین نمک از پسته ی خندان تو داشت
۳
روزگار دل دیوانه برآشفت که دوشکار با سلسله ی زلف پریشان تو داشت
۴
عشق می خواست که رسوا کند ای خرقه ی تردست بر من زد و در آتش سوزان تو داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth