خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که هست التفات بر جانشگو مزن لاف مهر جانانش
۲
درد من بر من از طبیب من استاز که جویم دوا و درمانش
۳
آن که سر در کمند وی داردنتوان رفت جز به فرمانش
۴
چه کند بنده حقیر فقیرکه نباشد به امر سلطانش
صفحهٔ ۱ از ۴