خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن دمید که در دام روزگار نسوختنیامد از عدم اینجا و زار زار نسوخت
۲
کدام تنگدل از باده گرم گشت شبیکه چند روز دگر از غم خمار نسوخت
۳
که دل به وعده ی شیرین لبی مقید ساختکه تا به روز قیامت در انتظار نسوخت
۴
چراغ عیش نیفروخت در سراچه ی دلکسی که پیش تو خود را هزار بار نسوخت
صفحهٔ ۱ از ۳