شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیمار عشق را سر و برگ علاج نیستگفتم چنانکه هست حکایت مزاج نیست
۲
این دل که در عیار وفا نقد خالص استبر سنگ امتحان زدنش احتیاج نیست
۳
جامی که هر شکسته ازان لعل پاره‌ای استدر دست و پا چرا فگنندش زجاج نیست
۴
در ذات خویش هستی پروانه هم خوش استهست اینقدر که در بر شمعش رواج نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth