خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هستخار در چشمم اگر زانها یکی چون یار هست
۲
میروم صدبار در گلزار و میآیم برونوز پریشانی نمیدانم که گل در بار هست
۳
از تماشای گل ده روزه بلبل را چه سود؟گر شمارم داغ هجرانش صد آن مقدار هست
۴
طاق کسری گِل شد و تاج مرصع خاک شدنام عاشق همچنان بر هر در و دیوار هست
صفحهٔ ۱ از ۳