خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستم اگر باده نیست لعل لب یار هستگو می تلخم مباش شربت دیدار هست
۲
ساقی ما بیطلب گر ندهد جرعهایتشنهلبان را کجا قوت گفتار هست
۳
صبح وصالم دمید گلبن عیشم شکفترخصت چیدن کجاست در دلم این خار هست
۴
خواستم از دل نشان داد به تیرم جوابرخنهٔ پیکان هنوز در دل افگار هست
صفحهٔ ۱ از ۳