خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبانه می زده یی ماه من چنین پیداستنشان باده ات از لعل آتشین پیداست
۲
همین بکینه ی ما تیر در کمان داریدر ابرویت ز سیاست هنوز چین پیداست
۳
بر آتش دل گرم که دست داشته ییکه داغ تازه ات از چاک آستین پیداست
۴
بطرف باغ گذر کرده یی بگل چیدنز چاک پیرهنت برگ یاسمین پیداست
صفحهٔ ۱ از ۳