شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگشا زبان که طبع زبونم گره شدستدر سینه آرزوی فزونم گره شدست
۲
از بسکه جور بینم و دم بر نیاورماندوه عالمی بدرونم گره شدست
۳
نگشاید آهم از دل و رویم بخنده همازدرد و غم درون و برونم گره شدست
۴
دل سوخت چون سپند و گشادی نشد ز تودردا که با تو سحر و فسونم گره شدست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth