خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدستوز آب دیده کلبه ی ویرانه پر شدست
۲
چندان بنرگس تو نظر باختم که بازچشم ودلم ز عشوه ی مستانه پر شدست
۳
عاشق چگونه یک نفس آشنا زندچون مجلس از حکایت بیگانه پر شدست
۴
چون ذره عاشقان نگرانند، شمع منرخساره برفروز که پروانه پر شدست
صفحهٔ ۱ از ۲