خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فروغ حسن تو از آه سوزناک منستصفای دامن پاکت ز عشق پاک منست
۲
مبین خرابی حالم که زیر طاق سپهرهزار تعبیه پنهان در آب و خاک منست
۳
شراب لعل ز دست حریف تلخ سخننه آب روح فزا شربت هلاک منست
۴
هزار پیرهن از رشک می شود پارهکه دست او بگریبان چاک چاک منست
صفحهٔ ۱ از ۲