خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رویم شکفته از سخن تلخ مردمستزهرست در دهان و لبم در تبسمست
۲
بیطاقتم چنانکه ندارم مجال صبررحمی، به دل درآی که جای ترحمست
۳
سیاره ی زبون چکند فتنه مهر تستدر کار من گره نه از افلاک و انجمست
۴
دانم حلاوت سخن پند گو ولیآفت زبان ساقی شیرین تکلمست
صفحهٔ ۱ از ۲