شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدستهر سر موی دگر بر تن من تیر شدست
۲
در دلش هست که چون آب خورد خون مراگرچه با من بزبان چون شکر و شیر شدست
۳
بچه انگیز فرود آورم آن شاهسوارچکنم کار من از چاره و تدبیر شدست
۴
آنچنان کز همه آن ترک سرآمد بجمالدر جهانداری و لشکرشکنی شیر شدست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth