خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلستفریاد ما ز جلوهٔ آن روی چون گلست
۲
گویا ندارد از قد و زلف تو آگهیمرغ چمن که شیفتهٔ سرو و سنبلست
۳
گر دست فتنه سلسلهٔ هستیم گسستسررشتهٔ حیات من آن جعد کاکلست
۴
ماییم و ذکر حلقهٔ زنجیر زلف دوستعشّاق را چه کار به دور تسلسلست
صفحهٔ ۱ از ۲