خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترستبیش خاصیت دهد هرچند می بیغش ترست
۲
شمع را هر ذره گر پروانه یی خیزد ز مهرجان آن یک بیشتر سوزد که پر آتش ترست
۳
صاحبان حسن اگرچه فتنه جویانند لیکفتنه ی او بیشتر باشد که شاهد وش ترست
۴
عشق را ساز مخالف دان که از هر پرده اشهر نوایی خوش که می خیزد از آن یک خوش ترست
صفحهٔ ۱ از ۲