خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا به باده نه باغ و بهار شد باعثبهار و باغ چه باشد که یار شد باعث
۲
رسیده بود گل آن سرو چون به باغ آمدبیار می که یکی از هزار شد باعث
۳
نبود ناله ی مرغ چمن ز جلوه ی گللطافت رخ آن گلعذار شد باعث
۴
اگر به میکده رفتیم عذر ما بپذیرکه باده خوردن ما را بهار شد باعث
صفحهٔ ۱ از ۲