شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیوانه ام مرا سخن واژگون بسستدر نامه ام حکایت عشق و جنون بسست
۲
یکچند نیز ناله ی ما می توان شنیدای مست عیش زمزمه ی ارغنون بسست
۳
بهر هلاک خویش چه آیم به بزم تو؟این یک نظر که می نگرم از برون بسست
۴
تا چند رنج خاطرم از دیدن رقیبعمری بدرد دل گذراندم کنون بسست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth