شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از نظارهٔ تو خجل آفتاب صبحلعلت به خندهٔ نمکین برده آب صبح
۲
تابان ز جیب پیرهنت سینهٔ چو سیمچون روشنی روز سفید از نقاب صبح
۳
ما را چو شمع با تو نشانند روبروسوز و گداز نیم شب و اضطراب صبح
۴
دل را فراغ می‌دهد و دیده را فروغدیدار آفتاب‌وَشان و شراب صبح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth