خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم که سوخت سپند مه جمال تو باداسیر سلسله و دام زلف و خال تو باد
۲
هزار افسر شاهی و تخت سلطانیفدای سلطنت حسن بیزوال تو باد
۳
تمام صورت احوال دردمندان رامدام جلوه در آیینه ی جمال تو باد
۴
ز دفتر دل عشاق چون گشایی فالنوای زمزمه ی شوق حسب حال تو باد
صفحهٔ ۱ از ۲