شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه بهر دیگران در زلف چین می‌افگندچون رسد نزدیک من چین در جبین می‌افگند
۲
دیده‌ام جایی پری‌رویی که پیش تخت اوگر سلیمان می‌رسد حالی نگین می‌افگند
۳
گر سوار این است و جولان این به اندک ترکتازخسروان را بی‌خود از بالای زین می‌افگند
۴
هرکجا یک دل به تیر غمزه می‌سازد نشانصد کماندارش پیاپی در کمین می‌افگند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth