شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز اگر می بمن آن لب نرساندپیداست که مخمور تو تا شب نرساند
۲
نظاره ی جولان توام کی برد از هوشگر این طرفت بازی مرکب نرساند
۳
بیچاره خرابی که دلش سوزد و از بیمدستی بچنان عارض و غبغب نرساند
۴
فریاد من از وعده خلافیست کز آن لبهر بوسه که گوید به من اغلب نرساند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth