شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شد که از همه جا بوی درد می آیدزهر که می شنوم آه سرد می آید
۲
ز گریه کور شدم وه که دل نشد بیدارازین گلاب که بر روی زرد می آید
۳
قرار نیست درین چشم هرزه گرد هنوزز رهگذار تو چندانکه گرد می آید
۴
ز عشق خون جگر نوش و شکر کن که بشربه عالم از پی این خواب و خورد می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth