خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه من از خانه مست شب بهوای که شدساقی بزم که گشت شمع سرای که شد
۲
دولت دیدار او باز کرا رخ نمودآینه ی حسن او روی نمای که شد
۳
غمزه پنهانیش آفت جان که گشتخنده ی زیر لبش باز بلای که شد
۴
عشوه و نازش کرا داد بشوخی فریبمکر و فسونش دگر مهر و وفای که شد
صفحهٔ ۱ از ۲