خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کردآتش کند این کار که آن روی چو مه کرد
۲
ما را ز تماشای تو صد گونه سیاستآن چین جبین و شکن طرف کله کرد
۳
تنها چه کند آنکه همه عمر ترا دیددر آینه آن دیده بهر سو که نگه کرد
۴
امشب من دیوانه در آن بزم نبودمآه از چه کشید آن مه و بر حال که وه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲