خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهدمدام باده و نقلم بدست زور دهد
۲
پیاله گیر که دست سپهر نتوان تافتاگر نگین سلیمان به دست مور دهد
۳
هدیه ییست که ترک مرصعینه کمرشراب لعل ز پیمانه ی بلور دهد
۴
مرا ز خاک در دوست بیش ازان فرحستکه سرمه مژده ی بینا شدن بکور دهد
صفحهٔ ۱ از ۲