شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر فغان من آن مَه ز طَرْف بام شنیدشکایتی که ازو داشتم تمام شنید
۲
زیانِ دشمنی و سودِ دوستی گفتمعیان نگشت که خود رای من کدام شنید
۳
دگر هوای گلستان نکرد مرغ چمنچو حال خسته دلانِ اسیر دام شنید
۴
پیام وصل ز معشوق عین مرحمتستخجسته وقت اسیری که این پیام شنید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth