شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آردگهر می‌ریزم و سنگ ملامت بار می‌آرد
۲
شکست از دیدهٔ بدخورد جامم این سزای اوکه صحبت را ز خلوت بر سر بازار می‌آرد
۳
شراب تلخ با محبوب سیم‌اندام نوشیدنفرح دارد ولی تلخی صد آن مقدار می‌آرد
۴
مکن عیب من از مستی و سربازی که عشق است اینکه گردن‌بسته‌شیران را به پای دار می‌آرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth