خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز گلگشتست و یاران برگ عشرت ساختندگلرخان رفتند و در گلزار صحبت ساختند
۲
کار افتادست عاشق را که در صحرا و باغدلبران هر روز مجلس را بنوبت ساختند
۳
گوشه ی بستان خوشست اکنون که محبوبان مستهر یکی پای گلی جستند و خلوت ساختند
۴
وقت آن آمد که در عالم به دست آید گلیبینوایان بسکه با خار ندامت ساختند
صفحهٔ ۱ از ۳