خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیردخط او بیند و تعلیم از آن مشگین رقم گیرد
۲
ستم گویند هر کس از معلم یاد می گیردمعلم آید و زان شوخ تعلیم ستم گیرد
۳
چنین افسانهء خوش را ، که دل گفت از دهانِ اوخضر گر بشنود از غیرتش خواب عدم گیرد
۴
کشم سر در گریبان هر سحر بی آن گل خندانمبادا آه سردم در چراغ صبحدم گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲